به گزارش شهرآرانیوز؛ صداها درحد یک همهمه است و خیلی جلبتوجه نمیکند. ناگهان صدای توهین و ناسزای یکی از طرفهای بحث بالا میگیرد و همه چشمها را به آن سمت خیره میکند. از لابهلای دادوفریادها و ناسزاهایی که ردوبدل میشود، متوجه موضوع خندهدار دعوا میشوم؛ ظاهرا زنی از راه میرسد و بدون آنکه از کسی بپرسد کیفی را که روی نیمکت ایستگاه مترو گذاشتهشده برمیدارد، روی زمین میگذارد و خودش مینشیند.
صاحب کیف هم مثل آنکه کسی بچهاش را بلند کرده و جای او نشستهباشد، به تریج قبایش برمیخورد و همین سبب دعوا و مشاجره میشود. این یک نمونه بسیار ساده از بهانههایی است که روزانه سبب نزاع و مشاجره زیادی در بین مردم میشود. برای درک بهتر موضوع هم کافی است قدری در اطراف خودتان دقیق شوید. آدمهای زیادی را میبینید که آستانه تحملشان بهشدت پایین آمدهاست و گاهی با کوچکترین تلنگری لبریز میشوند.
مسئلهای که شاید ما در بهوجود آمدن آن خیلی نقش نداشتهباشیم ولی با قدری حمایت عاطفی و عملی از یکدیگر میتوانیم شاهد بروز و ظهور کمتری از آن درجامعه و حتی محیط خانوادگیمان باشیم. موضوعی که امروز میخواهیم با بیان چند نمونه عینی از آن، قدری دربارهاش باهم صحبت کنیم.
تابآوری را باید توانمندی مقابله با تنشها و اختلالات بیرونی در برخورد با تغییرات اجتماعی، اقتصادی، سیاسـی و فرهنگی دانست که این روزها مسائل معیشتی بهعلت شرایط سخت اقتصادی بیش از همه محل تنش شدهاست.
ناگفته نماند که این موضوع در کل تاریخ نیز بیش از هر مسئله دیگری تنشزا بوده و قوانینی مانند خمس، زکات، انفاق و صدقه برای آن است که فاصلههای اجتماعی در جامعه کمتر و عدالت بیشتر احساس شود و درنهایت احساس بهتری را در همه ما ایجاد کند؛ بنابراین طبیعی است که بخشی از نارضایتیها و خشمهای پنهانی که در جامعه وجود دارد و برخی را به سمت بزه سوق میدهد، ناشی از بیتوجهی ما به همین نکات ساده، حتی در حوزه عاطفی باشد. ازاینرو میتوان با قدری بازنگری در رفتارهای روزانه یا جهتدهی به خرجکردهایمان، حال بهتری را به یکدیگر هدیه کنیم.
افراد نزدیک از نظر عاطفی مانند اعضای خانواده یا بستگان معمولا در بین توجهاتی که ما به دیگران داریم، گم میشوند، درحالیکه جزو ارحام و کسانی هستند که باید بیشترین کمکها و حمایتهای ما را دریافت کنند. این کمکها میتواند هرشکلی داشتهباشد تا این افراد دربرابر تنشهای موجود احساس داشتن یک حامی همیشگی را داشتهباشند کسی که بتوانند در زمان کم آوردن در رابطههای دوستانه، اخراج از کار، دعوا با همسر یا ناتوانی در تأمین قسط وام به او فکر کنند.
در این نوع رابطهها کسب اعتماد طرف مقابل سختتر از هر کاری است. یادمان باشد؛ گاهی داشتن همین افراد مورد اعتماد است که سبب میشود تا ما بهجای انتخاب راههای خطرناکی مانند آسیب زدن به خود و دیگران، به حمایت و پشتیبانی آنها فکر کنیم.
افراد شاغل بیشترین و مهمترین ساعتهای روزشان را با همکارانشان میگذرانند تا اعضای خانوادهشان، بنابراین طبیعی است که گاهی ما از همکارمان به اندازه خواهر یا برادرمان توقع داشتهباشیم. برای نمونه در شرایط سخت و بروز مشکلات خانوادگی هوایمان را بیشتر داشتهباشد و انجام بخشی از کار روزانه ما را تقبل کند یا اگر مشکل مالی داریم، نوبت وام و مساعدهاش را به ما بدهد یا در روزهای سخت از مرخصی استحقاقیاش بگذرد و جور نبود ما را به دوش بکشد. کارهایی که به ما یادآور میشود در محل کارمان نیز کسی هست که بتوانیم بر روی انسانیت، انصاف، درک، فهم و مهربانیاش حساب ویژه باز کنیم.
این روزها مردم بیشتر از اینکه نیازمند کمکهای مالی باشند، بهدنبال حمایتهای واقعی میگردند. منظورمان کمکهایی از جنس وقت، اعتبار و آبروست که میتواند بهجای ماهی به دیگران حرفه ماهیگیری را هدیه کند. میدانیم کمکهای مالی بسیار راحتتر از کمکهای اعتباری هستند و دردسر کمتری بههمراه دارند ولی اگر قصد کمک واقعی به کسی را داریم باید کمی از اعتبار و وقت و آبروی خودمان مایه بگذاریم، مانند معرفی کردن یک فرد بیکار به کارفرمایی سختگیر یا روزدن به آشنایی برای بازکردن گره از مشکل دیگران، کاری که شاید برای خودمان هم انجام ندهیم.
همیشه نیازی نیست برای اینکه حمایت خود را از دیگران نشان بدهیم، دست به کارهای بزرگ یا عجیب و غریب بزنیم. گاهی حساب کردن پول بلیت یک مسافر، دادن جایی برای نشستن، گفتن جملهای مانند اینکه «درک میکنم چقدر عصبانی هستی» یا تعارف کردن یک شکلات، حس خوب «میبینمت و برایم مهم هستی» را به دیگران منتقل میکند. حسی که با یک گفتوگوی یکساعته هم گاهی نمیتوان آن را در کسی ایجاد کرد. کافی است قدری در پیرامون و آدمهای اطرافمان دقت کنیم تا زمینه انجام این حمایتهای بسیار ساده را بیابیم.
اگر تجربه سرزدن به سرای سالمندان، پرورشگاهها یا منزل افراد تنها، در محل و مجتمع مسکونیتان را داشتهباشید، حتما شادی درونی این افراد را در برخورد با خودتان لمس کردهاید. متأسفانه از این دست افراد در شهرمان کم نداریم، کسانی که به هردلیلی به فراموشی سپرده شدهاند و دیگر کسی از آنها سراغی نمیگیرد. این افراد حتی اگر نیاز مالی داشتهباشند، ترجیح میدهند کسی پیدا شود و نیازهای عاطفیشان را تأمین کند، مانند همین سرزدنهای ساده یا همراهی برای گشتوگذاری کوتاه در شهر یا گوشی شنوا برای درددلی یکساعته.
همه ما در بین دوستان و آشنایانمان افراد نیازمند و بسیار آبرومندی را میشناسیم که راضی به دریافت هیچ کمکی از آشنایان خود نیستند، این افراد بیش از هرکس دیگری شایسته توجه و دریافت کمک هستند. برای کمک به این افراد باید قدری هوش اجتماعی داشتهباشیم و از راهکارهایی مانند هدیه، نذری، میهمانی و امثال آن استفاده کنیم تا هم غیرمستقیم کمکی به آنها کرده و هم آبرو و غرورشان را حفظ کردهباشیم.
برای نمونه میتوانیم با نزدیکترین فروشگاه موادغذایی به آنها صحبت کنیم و از فروشنده بخواهیم ماهیانه تا سقف مشخصی به آنها تخفیف بدهد و مابهالتفاوت آن را خودمان پرداخت کنیم.
شناسایی محلهها و مناطق کمبرخوردار کار سختی نیست. انجام کار خیرخواهانه هم در این مناطق نیازمند جستوجوی زیادی نیست. برای نمونه میتوان به مناسبتی خاص مانند همین ایام محرم هزینه نان یک روز یک محله را با نانوا حساب و همه اهالی محل را میهمان کرد یا غذای نذری تهیه و یک شب همه را میهمان مسجد محل کرد یا وسایل مورد نیاز محلهها مانند تجهیزات کتابخانه، سالنهای ورزشی یا کلاسهای آموزشی مساجد را تهیه و تأمین کرد.
برای انجام همه این کارها هم نیازی نیست که یکتنه وارد گود شویم، میتوانیم از توان بسیج گروههای مختلف فامیلی و دوستانه کمک بگیریم.